علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

48

آيين حكمرانى ( فارسى )

فصل [ : فقدان اعضا ] فقدان اعضا خود بر چهار گونه است : گونه نخست آن‌كه نه مانع انعقاد امامت است و نه مانع استمرار آن . اين‌گونه كاستىهاى جسمى چيزهايى را دربر مىگيرد كه نه در تدبير دخالتى دارند ، نه در كار ، نه در توان برخاستن و نشستن و نه آن‌كه چهره را زشت مىكنند ، از قبيل بريده بودن آلت يا اخته بودن ، كه نه مانع عقد امامت است و نه مانع استمرار آن ؛ زيرا نبود اين اندام‌ها ، نه در تدبير و درست‌انديشى ، بلكه در استمرار نسل اثرگذار ، و از اين روى در حكم ناتوانى جنسى است و اين در حالى است كه خداوند - تعالى - يحيى بن زكريا را به همين وصف ياد كرد و بر اين صفت ستود و فرمود : وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ « 1 » . دربارهء « حصور » در اين آيه دو ديدگاه وجود دارد : ديدگاه نخست آن‌كه او ناتوان جنسى بود و قدرت بر آميزش با زنان نداشت . اين نظرى است كه ابن مسعود و ابن عباس ابراز كرده‌اند . دوم آن‌كه او اساسا آلت مردانگى نداشت يا آلت او به هسته‌اى مىمانست . سعيد بن مسيب چنين نظرى ابراز داشته است . پس از آن روى كه اين امر مانع نبوت نبود ، به اولويت نبايد مانع امامت باشد . بريده بودن گوش‌ها نيز چنين حكمى دارد ؛ چرا كه گوش نه در تدبير تأثيرى دارد و نه در كار . تنها زشتى اندكى به بار مىآورد كه امكان پوشيدن آن نيز وجود دارد . اما گونهء دوم آن است كه هم مانع عقد امامت و هم مانع استمرار آن مىشود . اين‌گونه عبارت است از چيزهايى چون فقدان يا از بين رفتن هر دو دست كه مانع انجام كار مىشود يا فقدان يا قطع شدن هر دو پا كه مانع برخاستن مىشود . با وجود چنين عارضه‌هايى ، نه عقد امامت صحيح است و نه استمرار آن ؛ چرا كه شخص بدين سبب از گزاردن حقوقى كه امت بر او دارند و به كار و نشستن و برخاستن او بستگى دارد ناتوان مىماند . گونهء سوم شامل چيزهايى است كه مانع عقد امامت مىشود ، اما دربارهء مؤثر بودن آن‌ها در منع استمرار امامت اختلاف شده است . اين‌گونه عبارت است از چيزهايى همانند قطع يا فقدان يك دست يا يك پا كه به واسطه آن‌ها بخشى از توانايى كار يا بخشى از توانايى انسان به برخاستن و نشستن از ميان مىرود . با وجود چنين عارضه‌اى عقد امامت صحيح نيست ؛ چرا كه در چنين صورتى شخص توانايى كامل انجام كارها را ندارد . اما اگر اين عارضه پس از

--> ( 1 ) . آل عمران / 39 : او آقا و زن گريز و پيامبرى از درست‌كرداران بود .